علی علی ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

علی قند عسل

ختنه

پسر نازم امروز دوماهه شدی . از اطرافیان شنیده بودم که حتما قبل دو ماهگی ختنه ات کنیم. منم ترسیدم دیر بشه با اینکه  واکسن داشتی بردمت دکتر برا ختنه .دکتر آغاسی زاده متخصص جراحی عمومی.من بیرون مطب دکتر منتظر بودم وفقط صدای گریه هاتو می شنیدم. بعد ده دقیقه که برام به اندازه ده ساعت گذشت دکتر صدام کرد و برام توضیح داد که چه طوری پوشکت کنم که به بخیه ها آسیبی نرسه. بمیرم الهی مامان جون تمام صورتت از اشک خیس شده بود .سریع بهت استامینوفن دادم و تو بغلم خوابیدی.تاشب هم بی تابی می کردی .ولی از فرداش بهتر شدی و کمتر اذیت می شدی .دکتر گفته بود بعد پنج روز ببرمت حموم .خیلی می ترسیدم که نکنه آب گرم اذیتت کنه .ولی خداروشکر مشکلی پیش نیومدو راحت شدی ...
4 دی 1391

تولدت مبارک پسر نازم

نی نی ناز من به علت کم شدن آب دور سرش حدود ٢١روز زودتر بدنیا اومد. با وزن 2کیلو و٧٥٠،قدش ٤٩ودور سرش ٣٥cm. علی قشنگم وقتی دنیا اومدی بابا جون نیت کردند شما قاری قرآن بشی ان شاءالله. اینم اولین عکسای پسر خوشگلم. ...
27 فروردين 1391

اولین روزهای زندگی

پسر عزیزم:سه روزه بودی که حس کردم رنگ چشمات یه کم زرد شده .از اطرافیان که می پرسیدم می گفتند نه حساس شدی آخه تو بیمارستان بهم گفته بودن چون ارهاش خونت با من یکی نیست باید خوب بهت شیر بدم که زردی نگیری. شما هم که یکسره خواب بودی وبه زور هر دوسه ساعت برا شیر خوردن بیدارت می کردیم.خلاصه بابا جون بردنت دکتر  ودستگاه درجه ی زردی ات رو 18نشون داده بود .دکتر به بابا جون گفته بود دستگاه رو ببرید خونه و50ساعت نی نی روبذارین تو دستگاه. چه قدر برام سخت بود که بدون لباس تنها با پوشک وچشم بند بذارمت تو دستگاه .اونم تو گرمای اواخر فروردین. دائم حواسم به دماسنج بود که نکنه بالاتر از 30درجه بره وشما اذیت بشی. بعد 50ساعت از این که لباس تنت می کنم ...
27 فروردين 1391
1